تبلیغات
...هیس - زندگی

...هیس


نرگس آتش پرستی داشت شبنم می فروخت
با همان چشمی که می زد زخم مرهم می فروخت

زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر
داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت

زندگی این تاجر طماع ناخن خشک پیر
مرگ را همچون شراب کهنه کم کم می فروخت

در تمام سالهای رفته بر ما روزگار
شادمانی می خرید از ما و ماتم می فروخت

من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها
گلفروش ای کاش با آنها مرا هم می فروخت

فاضل نظری


نوشته شده در دوشنبه 21 بهمن 1392 ساعت 09:44 ب.ظ توسط نسیم نظرات |

اخرین مطالب
شعر...
راز دوست داشتنت
دردواره ها
۵ جمله الهام بخش از کنفوسیوس که زندگیتان را تغییر میدهد
لبخندت
"خوب بمـــــــــــــان"
دخترم
...
نه تو می مانی نه اندوه...
شاید همین دل باوری ها شاعرم کرد
رفتار من عادی است
قسمت این بود که..
عجب گلی
مرگ رنگ
یه روز خوب . . . :|