تبلیغات
...هیس - ...

...هیس

شکسته شد قفس ولی دگر پری نمانده است
برای بغض در گلو چشم تری نمانده است
خزان خاطرات من ریشه زده گرد تنم
شاخه خشک باورم برگ وبری نمانده است
ازهمه یلدای تنم نمانده جز دقیقه ای
بعد نگاه زلف تو,چون سحری نمانده است
سیاهی نگاه تو برد بهار روشنم
برای برف خاطره دگر سری نمانده است
مرد فرار گشته دل بسکه تو تیر بوده ای
ولی میان شهر تو دگر دری نمانده است
خاک نشین عشق تو زلزله را به جان خرید
از این دیار سبز وخوش جز اهری نمانده است
کم کم از ایوب دلم صبر وقرار میرود
نگو ز صبر بیش از این...بیشتری نمانده است
من که پر از سکوتم و چشم به راه کوچه ها
تیر خلاص رابزن ...شور وشری نمانده است


سیامک کیهانی

نوشته شده در دوشنبه 14 بهمن 1392 ساعت 08:12 ب.ظ توسط نسیم نظرات |

اخرین مطالب
شعر...
راز دوست داشتنت
دردواره ها
۵ جمله الهام بخش از کنفوسیوس که زندگیتان را تغییر میدهد
لبخندت
"خوب بمـــــــــــــان"
دخترم
...
نه تو می مانی نه اندوه...
شاید همین دل باوری ها شاعرم کرد
رفتار من عادی است
قسمت این بود که..
عجب گلی
مرگ رنگ
یه روز خوب . . . :|