تبلیغات
...هیس - ...

...هیس

نعشِ مردی سرد و تنها مانده بر دستم هنوز
با تو در قتل خودم هر روز همدستم هنوز
لاشه ای از جنس من با خنجری از جنس تو
روز و شب در حال مردن با غم ات هستم هنوز
دایما با قاتل جانم مدارا میکنم
آه - من ، خنجر به خنجر از تو سرمستم هنوز
با تمام خاطراتِ تلخ و شیرینت خوشم
گرچه در چشمان تو بی ارزش و پستم هنوز
رفتنت یک عمر دلتنگی به بار آورده است
من ته این کوچه ی تاریک و بنبستم هنوز


شاعر : محسن مهرپرور


نوشته شده در پنجشنبه 26 دی 1392 ساعت 12:32 ق.ظ توسط نسیم نظرات |

اخرین مطالب
و خدایی که در این نزدیکی ست...
نامه هایی که خواننده ندارند 7
تو زیباترین گناه من بودی
شروع زندگی
در حوالی آغوش تو
نمی‌خواهم نگرانت کنم
در شب گیسوان تو
طاقت غم
معشوق
دلبندم...
شعر...
راز دوست داشتنت
دردواره ها
۵ جمله الهام بخش از کنفوسیوس که زندگیتان را تغییر میدهد
لبخندت