تبلیغات
...هیس - ...

...هیس

از من چه مانده است به غیر از پری که نیست ...!
پر پر زدم بخاطرِ افسونگری که نیست
از من چه مانده است در این نیمه های شب
جز شعله های مخفی و خاکستری که نیست
احساس می کنم که من از دست رفته ام
چون شاه دلسپرده به یک لشکری که نیست
در زیر چکمه های مغول مانده ام هنوز
پابند خاطرات ِخوشِ کشوری که نیست
باید کدام سمت زمین جستجو کنم
آوازه های کشور پهناوری که نیست
با فال خواجه حافظ شیراز روزو شب
دل می دهم به عافیت ِباوری که نیست
دلگیرم از هوای مه آلود بندرت .....
افتاده از صرافت ِتو لنگری که نیست
حالا که روبروی خودم ایستاده ام
زل می زنم دوباره به سمت دری که نیست .....



شاعر : سید مهدی هاشمی  نژاد (م-شوریده)

نوشته شده در جمعه 13 دی 1392 ساعت 12:24 ب.ظ توسط نسیم نظرات |

اخرین مطالب
و خدایی که در این نزدیکی ست...
نامه هایی که خواننده ندارند 7
تو زیباترین گناه من بودی
شروع زندگی
در حوالی آغوش تو
نمی‌خواهم نگرانت کنم
در شب گیسوان تو
طاقت غم
معشوق
دلبندم...
شعر...
راز دوست داشتنت
دردواره ها
۵ جمله الهام بخش از کنفوسیوس که زندگیتان را تغییر میدهد
لبخندت