تبلیغات
...هیس - ...

...هیس

چه کسی دیده تمنّای پلنگ از آهو؟! 
چقَدَر اشک بریزم کـــه بفهمی بانو؟!

تا بفهمی که تو را دوست...نشد! باز که هی
می‌بُـــری رشته‌ی افکــار مرا با ابــــــرو!

چه کنم؟ دست خودم نیست، کمی می‌ترسم
از دو ابـــروی تــــو... از تیـــــغ نگاه... از چاقـــو!

کافرم! کفر من این است که مؤمن شده‌ام
جــای هر معجـــزه‌ای با دو سه تایی جادو!

من که گمراه نبودم، تو خودت می‌دانی
همه‌اش زیر سر زلف تو بوده؛ شب بو!

بید مجنـــون سیاهـــی است ، پریشان در باد
این خسوفی که شبیخون زده است از هر سو

وقت اعدام رسیده است؛ فقط یک خواهش:
زحمتـــی نیست اگــــر، دار مرا از گیســو... 

رضا احسان پور


نوشته شده در چهارشنبه 11 دی 1392 ساعت 09:43 ب.ظ توسط نسیم نظرات |

اخرین مطالب
و خدایی که در این نزدیکی ست...
نامه هایی که خواننده ندارند 7
تو زیباترین گناه من بودی
شروع زندگی
در حوالی آغوش تو
نمی‌خواهم نگرانت کنم
در شب گیسوان تو
طاقت غم
معشوق
دلبندم...
شعر...
راز دوست داشتنت
دردواره ها
۵ جمله الهام بخش از کنفوسیوس که زندگیتان را تغییر میدهد
لبخندت